تبليغاتX
جامعه سبز

جامعه سبز

آنجلينا جولي که بعد از بچه دار شدنش اعلام کرده بود قصد دارد چند وقتي در فيلم ها حاضر نشود، اين روزها مرتباً از اين کشور به آن کشور مي رود تا سفير خوبي براي يونسکو باشد. او در آخرين سفرش به عراق رفته است تا به گفته خودش توجه مردم جهان را به اين کشور جنگ زده جلب کند.آنجلينا جولي 33 ساله، که يد طولايي در انتقاد عليه جرج بوش دارد، فرزند جان وويت (بازيگر فيلم کابوي نيمه شب) است. او سال گذشته دخترش را بعد از سفر به ناميبيا به دنيا آورد و با کمک سيصد هزار دلاري اش به بيمارستان محل تولد شيلو (دخترش)، آنها را حسابي به شوق آورد.

کمک يک ميليون دلاري او و همسر بازيگرش براد پيت به بچه هاي آفريقا هم کمي بعد رخ داد، گرچه بعد از فروش عکس هاي شيلو، اين زوج بازيگر هفت ميليون دلار درآمد داشتند.جولي در سفرهاي ديگرش به کلمبيا، هند و پاکستان نيز رفته است. او در ديدارش از کلمبيا، سراغ پناهندگان کاستاريکايي رفت تا در اردوگاه آنها، وضعيت کودکان آواره را از نزديک ببيند.آنجلينا جولي براي بازي در فيلم «دختر از هم گسيخته» اسکار نقش مکمل بهترين بازيگر زن را از آن خود کرد.






+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 18:37 توسط Niayesh |


این روز ها اگر به خیابان سپه سری بزنید، اطراف پارکینگ امامزاده اسماعیل حتما "یگانه" را خواهید دید که در حال بازی و گشت و گذار است.
یگانه و پدر و مادرش مدتی است که در خیابان زندگی می کنند و خانه ای ندارند.


















+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 1:3 توسط Niayesh |


دلم تنگ است برای با تو بودنها و خالی گشتن از رویا

دلم تنگ است برای سینه مالامال درد از درد بینوایان

دلم تنگ است برای گریه ی معصوم باران خورده لبخند

دلم تنگ است برای دیدن رویای یک کودک کنار بوته زاران

دلم تنگ است برای دیدن لبخند بی دردی

دلم تنگ است برای دیدن افسوس روزهای بی یاران

دلم افسوس نمی داند کجایش اشیانه خواهد بود

لب چشمه ؟کنار دشت؟ سر یک کوه ؟یا میان بی دردان!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 10:56 توسط و.فریاد... |


برای بحث و تبادل نظر با اعضای جامعه سبز به این آدرس مراجعه کنید

www.khodemoni.org

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 10:22 توسط و.فریاد... |


روز زن به همه بانوان مبارك 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 20:5 توسط الماس |


خبرنامه جامعه سبز فعال است از دوستاني كه قصد همكاري با اين انجمن را دارند تقاضا دارم براي دريافت اخرين اخبار اين انجمن در خبرنامه عضو شوند

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 15:29 توسط و.فریاد... |


فصل تابستان كم كم داره فرا مي رسه

فصل تابستان همواره فصل مسافرت بوده فصل فراغت از تجصيل و رفتن به سفر...

راستي مي دونستيد يكي از اداب سفر در اسلام دادن صدقه است؟

از امام صادق نقل مي كنند كه فرمود:صدقه بده و هر روز كه خواستي سفر كن(وسايل الشبعه ج11 صفحه375)

تمروز كه اين نوشته را مي نويسم خيلي به اين نكته توجه كردم

چرا در مسافرت در كنار حلاليت خواستن و همياري و بدرقه و... كه از لزومات سفر هست نام صدقه هم در اداب سفر امده؟

واقعا فلسفه ان چيه؟

يه لحظه با خودتون فكر كرديد؟ در اداب سفر اسمي از مسواك زدن و پاكيزه شدن و لباس نو پوشيدن و ارايش كردن و ...( كه امروزه متداول سفرهاي ماست) نيومده!

حتي از اداب سفر خواندن دو ركعت نماز مستحبي يا خواندن ايه اي از قران و ..و هم نيوورده؟! اما دادن صدقه را جزو اداب سفر در اسلام تاكيد شده؟! راستي چرا؟

هر چي فكر كردم به نتيجه اي نرسيدم جز اينكه

اسلام مي خواسته با اين حركت به مسلمونا بگه كه

حالا كه داري مي ري سفر مي دوني همين الان كه داري خوش مي گذروني بعضي ادمها گرسنه اند؟ مي دوني خرج سفر تو مي تونه چند نفر فقير رو به نوايي برسونه؟ ايا به فكر اونا هم هستي؟...

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 15:2 توسط و.فریاد... |


از هرچه بگذریم سخن درد خوش تر است!!

 

اومدم بنویسم بعد چند وقت،خواستم خیلی ادبی بنویسم ،گفتم که چی؟؟بگذار یک کم از درد دلها بنویسم،نمیدانم شاید از بس قافیه جور کردم فکر میکنم جز این نباید باشه وحرفهای دلت را هم حتما باید قلنبه سلنبه بزنی وپشت هزار تا ایهام واستعاره قایمشون کنی !!

این انشا نیست،نثر ادبی نیست،اصلا چیز خاصی نیست ولش کن،فقط ۱۰دقیقه از یک مکالمه تلفنیه همین!!

 

من:سلام ...جان

اون:سلام خوبی تو

من: ممنون توخوبی...(بگذریم از احوالپرسی ها ویک سری حرفهای حاشیه ای برسیم به مطلب مربوط به اینجا)

من:گفتی 67 تومان تا حالا جمع شده

اون:اره

من:حالا چی کارکنیم ،قراربود یخچال بخریم که گفتی خریدن برایش

اون:حالا بیشترین نیازش نیازپولیه خرج خورد وخوراکش ولی ما باید یک چیزی بخریم بیشترین نیاز این طوری اش یک وسیله مثل پنکه وکولره ،خونش بری از گرما خفه میشی نمیدانم چه جوری تحمل میکنه!

من: (تو خانه خنک نشسته بودم وداشتم چایی گرمم را فوت میکردم!)نه ما نمیتونیم باید حتما یک چیزی بخریم ،راستی تو خونه این خانم رفتی؟چی کم داره؟یک چیز مهم واساسی بگو که زندگی بدون اون برایش سخته؟

اون: والا چی بگم، همه زندگی اش یک اتاق 12 متریه که تازه یک سروسامانی بهش دادیم قبلا که خرابه بود هیچی نداشت،زن باابروییه،کسی که تو این سن وسال میره سرویس های بهداشتی بهشت زهراراپاک میکنه تا دستش جلو نامردها دراز نباشه با ابروئه دیگه،حتی دخترشم نمیدانه که توچه سختییه(بیچاره اونم هزارتا مشکل داره) میگه مامان چند وقتی حداقل یک تیکه گوشت بپز سوء تغذیه میگیری ها....توی چشم هایش نگاه نمیکنه که یعنی ندارم میفهمی!!فقط میگه چشم ....همین!

من:راستی میتونیم عکس بگیریم ازشون؟(هنوز حرفم تمام نشده بود پشیمان شدم از زدنش)

اون:نمیدانم....شاید....یواشکی!

من:نه اصلا نمیخواهم نباید میگفتم اصلا درست نیست،من میخواستم بچه ها...بهتره ادرسی،شماره تلفنی..؟

اون:تلفن نداره که دلت خوشه!شماره دخترش را میدهم

من:باشه همان خوبه،راستی اگر این خانواده زیاد نیازمند نیست یک خانواده دیگه پیدا کنیم!!

اون:باشه بزار ببینم از کمیته امداد یک خانواده که عکس گرفتن برایشان مشکلی نباشه...یعنی دیگه کارازاین حرفها گذشته باشه!!

من:(داشتم از خجالت حرفی که زده بودم میمردم)نه قول دادیم به این خانم ولش کن

(همان جا بود که تو دلم هزارتا فحش دادم به خودم وگفتم اخه دیوانه یک لحظه فکر کن،دوست داری ازبدبختی تو عکس بگیرن تا همه ببینن!!میخواهی کمک کنی کمک کن،دیگه چرا غرور یک مسلمان ابرودار را به چندغاز میفروشی؟؟!!

اینهارا میگفتم ولی باز یک فکری ذهنمو پر میکرد..خوب یعنی چه جوری میشه ثابت کرد؟ کاش قول نمیدادم،همان شیرخوارگالهی،بهزیستی ،جایی پول واریز میکردیم،فرقی نداره....البته به حال من

خانم...اقای.... هم یک کاری میکنن بالاخره....خدابزرگه!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 15:12 توسط ر.م.سایه |


سلام عزيزان من چند روزه كه توي يزد همزمان داخل 3 روزنامه براي جامعه سبز تبليغ دادم توي اين تبليغات كارهايي ارائه ميشه كه همه با تخفيف هاي بسيار زياد مطرح شدند كه همه اينها هم به عنوان طرح هاي انجمن براي شكست و كم كردن سطح طبقاتي جامعه عنوان شده خدارو شكر داخل يزد داره اسم انجمن به خوبي جا ميفته انشا الله كه بشه در آينده از همين طريق كارهاي بهتر و بيشتري انجام داد يا حق يا علي

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 13:50 توسط محسن |


روي هر پله كه باشي خدا يه پله از تو بالا تره


نه به خاطر اينكه خداست


به خاطر اينكه دستت رو بگيره .....


حالا كه خدا خواسته تو هم در جايگاهي باشي

 كه دست كسي رو بگيري


پس ياعلي


دستت رو دراز كن

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387 12:0 توسط الماس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

جامعه سبز یک جمعیت اینترنتی است که ازسال گذشته به همت چندی تن از دوستان فاروم نویس تشکیل شد و به سرعت و با توجه به استقبال افراد از این طرح خداپسندانه گسترش پیدا کرد و اکنون در فاروم خودمونی به فعالیت خودش ادامه می دهد
دوستانی که مایل به همکاری هستند می توانند از این طریق با ما در تماس باشند
www.khodemoni.ir
حال این حرکت به سوی استقلال کامل وثبت رسمی دریکی از سازمانهای کشور پیش می رود. به امید روزی که این طرح در تمام فضای اینترنت گسترده گردد.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


نویسندگان

و.فریاد...

ر.م.سایه
حمید
اشكان احدي
محسن
عندلیب
الماس
نیکخواه
سینا
سلمان
سپیدار
kavirman
Niayesh


پیوندها

فاروم خودمونی
هجويه سكوت
اشعار من
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin